نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 23 سال 9 ماه پیش تحت عنوان yahoo-geocities وبلاگ
صبح رفتم دانشگاه بچه ها توي حياط بودند گفتند زياد درس مي دهد ديرتر بريم بهتر است ولي مثل اينكه استاد يكي از بچه ها را توي كلاس گير انداخته بود! داشت درس را براي هم او مي گفت. ما هم ساعت 9 رفتيم سر كلاس. ظهر رفتم خانه ي خاله. آبجي هم آنجا بود شب هم مانديم آنجا دكتر امروز كلا سر كار است 24 ساعته
من محسن هستم؛ برنامهنویس تفننی!
برای ارتباط با من یا در همین سایت کامنت بگذارید و یا به dokaj.ir(at)gmail.com ایمیل بزنید.
در مورد این مطلب یادداشتی بنویسید.